خبرگزاری حوزه | محسن عنایتی، کارگردان فیلم «رویا شهر» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای کودک ظرفیت بسیار بالایی برای انتقال ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و بومی دارد، اظهار کرد: اگر این ظرفیت از سوی مدیران فرهنگی تسهیل و از طرف فیلمسازان با خلاقیت همراه شود، میتوان ارزشهای فرهنگی بومی و مفاهیم مورد نیاز جامعه را به بهترین شکل به کودکان منتقل کرد. سینمای کودک زمانی میتواند اثرگذاری واقعی داشته باشد که هم سیاستگذاری و حمایت مدیریتی درستی پشت آن باشد و هم فیلمساز بتواند با زبان هنر و داستان، ارتباط مناسبی با مخاطب کودک برقرار کند. صرف تولید فیلم برای کودکان کافی نیست، بلکه باید آثاری ساخته شود که کودک با علاقه آن را دنبال کند و پیامهای فرهنگی و اخلاقی را نیز در جریان داستان دریافت کند.
وی با تأکید بر اینکه شیوه انتقال ارزشها به کودکان باید متناسب با شرایط نسل جدید باشد، افزود: به نظرم بهترین راه برای انتقال ارزشها، استفاده از یک داستان جذاب و دیدنی است. کودک امروز با نسلهای گذشته تفاوت دارد و با حجم بسیار زیادی از تولیدات تصویری و سرگرمیهای متنوع مواجه است؛ بنابراین نمیتوان با روشهای قدیمی انتظار داشت که یک پیام فرهنگی بهراحتی در ذهن او ماندگار شود. نسل جدید سرعت بالاتری در دریافت و انتخاب محتوا دارد و با روشهای جدید اجرا و روایت ارتباط بیشتری برقرار میکند. به همین دلیل، فیلمساز کودک باید ضمن توجه به ارزشهای فرهنگی، در فرم، روایت، شخصیتپردازی و جذابیت بصری نیز خلاق باشد تا بتواند مخاطب خود را همراه کند.
عنایتی ادامه داد: اگر قرار باشد سینمای کودک در انتقال ارزشهای فرهنگی و اخلاقی موفق باشد، باید میان محتوای ارزشمند و جذابیت هنری تعادل ایجاد شود. گاهی تصور میشود برای ساخت فیلمی که دارای پیام فرهنگی یا اخلاقی است، صرفاً باید پیام را مستقیماً به مخاطب ارائه کرد، در حالی که کودک با چنین شیوهای لزوماً ارتباط برقرار نمیکند. پیام باید در دل قصه قرار بگیرد و کودک آن را از مسیر شخصیتها، اتفاقات و موقعیتهای داستانی دریافت کند. وقتی داستان برای کودک جذاب باشد، ارزشهایی که در آن وجود دارد نیز میتواند برای مخاطب قابل لمستر و ماندگارتر شود. بنابراین، توجه به کیفیت داستان و شیوه روایت، یکی از مسائل اساسی در تولید آثار کودک است.
این کارگردان سینمای کودک درباره ضرورت هماهنگی میان نهادهای مختلف در حوزه تولید و عرضه آثار کودک بیان کرد: هماهنگی میان این نهادها به یک طراحی گسترده و نقشه جامع نیاز دارد و بیش از هر چیز به مدیری پیگیر و باانگیزه احتیاج دارد که بتواند این مجموعه را در مسیر مشخصی قرار دهد. در شرایط فعلی راهکارهای مختلفی وجود دارد که باید آنها را بررسی کرد و متناسب با امکانات، ظرفیتها و نیازهای مخاطب به اجرا رساند. نمیتوان انتظار داشت که یک مجموعه بهتنهایی همه مشکلات سینمای کودک را حل کند. تولید، حمایت، اکران، پخش و ارتباط با مخاطب زنجیرهای بههمپیوسته هستند و اگر هر بخش از این زنجیره دچار مشکل باشد، نتیجه نهایی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
وی اصلیترین مسئله سینمای کودک را نحوه مواجهه با حجم گسترده تولیدات تصویری دانست و گفت: به نظرم اصلیترین مشکل همین است که با این حجم از تولیدات بصری که کودکان امروز با آن مواجه هستند، باید ببینیم کارها به چه شکل و مدلی ساخته شوند. کودک امروز فقط مخاطب سینما نیست و همزمان با انواع محتوا در فضای مجازی، شبکههای نمایش و رسانههای مختلف روبهرو است. بنابراین سینمای کودک برای حفظ مخاطب خود باید این تغییر را جدی بگیرد. اگر همچنان با همان الگوهای قدیمی تولید کنیم و انتظار داشته باشیم کودک بدون توجه به سایر محتواها به سراغ آثار ما بیاید، طبیعی است که با دشواری مواجه خواهیم شد. شناخت مخاطب و تغییر در شیوه تولید باید به یکی از اولویتهای سینمای کودک تبدیل شود.
کارگردان فیلم «رویا شهر» اضافه کرد: در این شرایط به نظرم باید افراد کمسنوسالتر نیز وارد پروسه تولید شوند؛ چراکه این افراد ارتباط بهتری با نسل جدید دارند و میتوانند بخشی از نیازها و سلیقههای مخاطبان امروز را بهتر بشناسند. منظور این نیست که تجربه افراد باسابقه کنار گذاشته شود، بلکه باید میان تجربه نسلهای مختلف و نگاه تازه جوانان ارتباط ایجاد شود. نسل جدید با ابزارها، زبان تصویری و شیوههای ارتباطی متفاوتی بزرگ شده است و حضور آنها در فرآیند تولید میتواند به شناخت بهتر مخاطب کمک کند. اگر قرار است فیلم کودک برای کودک امروز ساخته شود، باید بخشی از فرآیند تولید نیز با نگاه و تجربه نزدیکتر به همین نسل شکل بگیرد.
وی با اشاره به ضرورت استفاده از فناوریهای جدید در تولید آثار کودک اظهار کرد: برای توجیه ساخت و هزینههای بالای تولید، استفاده از هوش مصنوعی میتواند در اولویت قرار گیرد. البته استفاده از این فناوری نباید به معنای حذف خلاقیت انسانی یا کنار گذاشتن نیروهای متخصص باشد، بلکه میتواند ابزاری برای کاهش بخشی از هزینهها و سرعت بخشیدن به فرآیند تولید باشد. سینمای کودک به دلیل نیاز به طراحی، جلوههای بصری، شخصیتهای متنوع و دنیاسازی گاهی هزینههای بالایی دارد و اگر فناوریهای جدید بتوانند بخشی از این هزینهها را کاهش دهند، باید ظرفیت آنها را بررسی کرد. مهم این است که فناوری در خدمت قصه و کیفیت اثر قرار بگیرد، نه اینکه خودش تبدیل به هدف اصلی تولید شود.
کارگردان «رویا شهر» درباره حمایت از سینمای کودک نیز بیان کرد: حمایتها صرفاً مادی نیست و اتفاقاً باید فضایی برای ارائه و دیدهشدن آثار نیز در اولویت باشد. ممکن است فیلمی تولید شود و از نظر محتوایی و فنی نیز قابل قبول باشد، اما اگر امکان دسترسی مخاطب به آن وجود نداشته باشد، بخش مهمی از هدف تولید محقق نمیشود. حمایت واقعی باید تمام مسیر تولید تا عرضه را دربر بگیرد. فیلمساز برای ساخت اثر نیازمند امکانات و حمایت است، اما بعد از تولید نیز باید بتواند اثر خود را به مخاطب برساند. بنابراین، سیاستگذاری فرهنگی در حوزه کودک باید علاوه بر تولید، برای اکران، پخش و عرضه آثار نیز برنامه مشخص داشته باشد.
عنایتی با بیان اینکه امروز تولید محتوا نسبت به گذشته دشوار نیست، تصریح کرد: الان تولید زیاد کار سختی نیست، اما مسئله اصلی پخش و رساندن این آثار به مخاطب است. وقتی تعداد تولیدات افزایش پیدا میکند، مسئله دیدهشدن اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی اگر سازوکار مناسبی برای پخش وجود نداشته باشد، حتی آثار قابل قبول نیز ممکن است نتوانند مخاطب خود را پیدا کنند. به نظرم این بخش نیازمند حمایت جدی است و دولت میتواند در ایجاد بسترهای مناسب برای نمایش و عرضه آثار کودک نقش داشته باشد. اگر فیلم کودک تولید شود اما کودک امکان دیدن آن را نداشته باشد، چرخه تولید و مصرف فرهنگی کامل نخواهد شد.
یک فیلمساز کودک ادامه داد: پخش آثار کودک باید بهعنوان بخشی از سیاست فرهنگی مورد توجه قرار گیرد و نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش فیلمساز گذاشت. فیلمساز وظیفه دارد اثر مناسب تولید کند، اما ایجاد امکان دسترسی مخاطب به این اثر، موضوع دیگری است که نیازمند برنامهریزی و همکاری نهادهای مختلف است. اگر حمایتها فقط در مرحله تولید اتفاق بیفتد، بخش مهمی از سرمایه فرهنگی کشور ممکن است بدون استفاده باقی بماند. در حوزه کودک این موضوع اهمیت بیشتری دارد، زیرا مخاطب این آثار باید در زمان و فضای مناسب با آنها مواجه شود. بنابراین، ایجاد بسترهای منظم و قابل دسترس برای نمایش آثار کودک باید در کنار تولید مورد توجه قرار گیرد.
عنایتی در پایان با تأکید بر ضرورت نگاه تازه به سینمای کودک گفت: برای آینده این سینما باید چند موضوع همزمان مورد توجه قرار گیرد؛ از یک سو مدیران باید مسیر تولید و عرضه را تسهیل کنند و از سوی دیگر فیلمسازان باید با خلاقیت، داستانهای جذاب و متناسب با نیازهای نسل جدید تولید کنند. همچنین باید از ظرفیت نسل جوان، فناوریهای جدید و بهویژه هوش مصنوعی برای کاهش هزینهها و ایجاد امکانات تازه استفاده کرد. در کنار همه این موارد، مسئله پخش و دسترسی مخاطب نباید فراموش شود. اگر این بخشها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، سینمای کودک میتواند علاوه بر سرگرمی، زمینه مناسبی برای انتقال ارزشهای فرهنگی، اخلاقی و بومی به نسل آینده فراهم کند؛ البته این هدف تنها با برنامهریزی مستمر، مدیریت پیگیر و همراهی فیلمسازان خلاق امکانپذیر خواهد بود.
انتهای پیام










نظر شما